کسانی که سعی میکنند خدا را فقط از راه عقل بفهمند، به مفهومی سرد و خشک میرسند که از ذات ماهیت خدا محروم است. درست است که خدا شناخت نامتناهی، کیان نامتناهی، قدرت نامتناهی و سعادت نامتناهیست، ولی تا زمانی که او در مقام عشق نامتناهی فهمیده نشود، در ذاتاش نیز فهمیده نمیشود. در مقام جبروت، که تمام عالم از آن سرچشمه میگیرد و سرانجام با آن درمیآمیزد، خدا بهطور جاودانه عشق نامتناهیست. تنها وقتی عشق خدا در بستر محدود صورتها دیده میشود (که در خلال مدت بین ظهور عالمِ توهمآمیزِ دوگانگی و یکپارچهشدنش به وجود میآیند)، به نظر میرسد که عدم تناهی این عشق خدشهدار شده است.